*~*~اي غبارت توتياي چشم ما... ای کربلا ~*~*
|
در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است |
|
جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است |
|
|
با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان |
|
طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است |
|
|
بس که لحظه لحظه هایش سرخ و عاشورایی است |
|
سیر شیون کردنش امر محالی دیگر است |
|
|
لحظه ای با لحظه هایش اشک حرمان ریختن |
|
نیست ناممکن ولی محتاج حالی دیگر است |
|
|
ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگوار |
|
در غمش هر شیرخواری شیر زالی دیگر است |
|
|
چند روزی با علم نی اسبها را هی کنند |
|
کودکان را در محرم قیل و قالی دیگر است |
|
|
هیچ کس چون ما نگیرد ماتم این ماه را |
|
با محرم شیعیان را اتصالی دیگر است |
|
|
تشنه یک سینه ی سیرم، مرا بسمل کنید |
|
بال بال مرغ بسمل، بال بالی دیگر است |
|
|
عزتی گرهست جز" هیهات منَ الذِله" نیست |
|
درس عشق آموختن کسب کمالی دیگر است |
|
|
هرچه داریم از حسین(ع) و عشق او داریم ما |
|
کربلا ای کربلا ای کربلا ای کربلا |
|
|
کیومرث عباسی قصری | |
|
*| نوشته شده در جمعه ششم دی 1387 و ساعت 11:45 توسط
علی... |